مدح و ولادت حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
اگرچه غايبى، امّا حضورِ تو پيداست چه غيبتىست؟ كه عطرِ عبور تو پيداست مقام گلشنِ اشراق، نافهخيز از توست بلى! شفاعت انسان به رستخيز از توست تو كيستى كه قيامت، قيامتِ كـبراست تو كيستى كه قيامت ز قامتت پيداست تو كيستى كه «يدالله» در تنت جارىست زبان قاطع شمشير عدل تو كارىست نگـاه منتـظـرانت هـنوز مـانده به راه سپيد شد ز فـراق تو سنگفـرشِ پگاه خدا به دست تو دادهست عدل عالم را سپـرده نيـز به دسـتت حـسـاب آدم را ز هر چه هست به گيتى، سرآمدت خوانند تـويى كه قـائـم آل مـحـمـدت خـوانـند ولادتت نه فـقـط آبـرو به شعـبـان داد كه در ضمير تمامى مردگان جان داد اَلا سـتارۀ مـوعـودِ گرم و عـالـمتاب! به دشت تـيرۀ هستى چو آفـتاب بـتاب بتاب و ظلـمت ظـلـم زمـانه را بردار ز گـردههاى بـشر تـازيـانـه را بردار |